shamloo

رها شدن بر گرده‌ی باد است و
با بی‌ثباتیِ سیماب‌وارِ هوا برآمدن
به اعتمادِ استقامتِ بال‌های خویش؛
ورنه مسأله‌یی نیست:
پرنده‌ی نوپرواز
بر آسمانِ بلند
سرانجام
پر باز می‌کند.

جهانِ عبوس را به قواره‌ی همّتِ خود بُریدن است،
آزادگی را به شهامتْ آزمودن است و
رهایی را اقبال کردن
حتا اگر زندان
پناهِ ایمنِ آشیانه است
و گرم جایِ بی‌خیالیِ سینه‌ی مادر،
حتا اگر زندان
بالشِ گرمی‌است
از بافه‌ی عنکبوت و تارَکِ پیله.

رهایی را شایسته بودن است
حتا اگر رهایی
دامِ باشه و قِرقی است
یا معبرِ پردردِ پیکانی
از کمانی؛

وگرنه مسأله‌یی نیست:
پرنده‌ی نوپرواز
بر آسمانِ بلند سرانجام
پر باز می‌کند

/ 1 نظر / 33 بازدید
...........

جه عجب فکرکردم فارسی یادت رفته